آخرین پست سال 1391
ملوس مامان.gif)
عزیزه دلم الان ساعت 2 صبحه و 12 ساعت به سال جدید مونده.
این چند روزه اونقدر سرم شلوغ بوده و مشغول خونه تکونی بودم
که اصلا وقت نکردم بیام و برات پست جدید بنویسم . این چند روزه کارای جدیدم زیاد کردی که برات میگم.
امسال برای سال نو مثل سال اول ازدواجمون یک شور و حال خاصی دارم .امسال سر سفره هفت سین اولین دعام برام تویه گل قشنگم
. توی این چند ماه که به دنیا اومدی با تمام خنده هات خندیدم و با گریه هات گریه کردم .امیدوارم توی سال جدید همیشه لبات خندون و تنت سالم باشه . ازت ممنونم که به زندگیم رنگ و بوی تازه ای بخشیدی .
الان که دارم اینارو مینویسم مثل فرشته ها خوابی عاشق اینم که تا میتونم نگاهت کنم
. نگاه کردن به صورت معصومت موقع خواب آرامش وصف نشدنی بهم میبخشه فرشته کوچولوی مامان.
دو هفته ای میشه که به حالت 4 دست و پا میشی و عقب عقب میری ولی دیشب 1 قدم به جلو اومدی
باعث خوشحالی مامان شدی فدات شم .
امروز هم از صبح کلید کردی رو ددد ددددد ددد گفتن که دلم میخواد درسته قورتت بدم که کلا همه جاتم با این کار تفی میشه .
21اسفند هم سومین سالگرد ازدواجمون بود
و ی مهمونی کوچولو داشتیم و به تو هم کلی خوش گذشت و فقط نانای میکردی
.
دست زدن هم یاد گرفتی و به محض اینکه غذاتو تموم میکنی و پیاله خالی رو میبینی خودت هم همراه با من شروع میکنی به دست زدن .
تلاش برای 4 دست و پا شدن 
بعد از چند ثانیه 
اینم از روز مهمونی .فدات شم فقط نیم ساعت با پیرهنت مشغول بودی 



آخرین پست سال 1391
